|
س تا این برین پایین حتما بخونین.. N ! اينجـــــــا سوت و كوره آخه به كي سلـــــام كنم حــــرفای بی خود نـــزن تـــو رپ فارس خودتو نشون بده هـــی پسر با کلــاس!! با کلاس نـــیستی نشی آســـوپـــاس بعد نگی تقـــصیر منه ای حــقه باز گفـــتم برا عشـــــق بخون گفتی آره تو راست میگی عشق من بهـترینه این تکســتارو تو خواب ببین مسعود پاشو باز خـــــودتو نشــون بده رپ خون شــــــدی! پس دنیارو دود بده کســی که رپ خـــونه ,فازای بـــی خود نده خواهشا عشق تو بهترینه, ایــنو میـــگم, چون من, باهاشم ی اشاره کـــــن بیام فستـــیوالت جور بشــه رپ مسعود جیـــگرم تو دنیا مشهــــور بشه به دلـــت بد راه نـــده این جـــزو تکستــــــــمونه من تکــست مـــی نویسم تو هم هـــیــپ هــاپ بــخون نــگــن کــارت ضعیفه عزیزم ,ی جوری بترکون از بـــیشتر رپــــرا هستی فراتر فـــلسفت همــینه آره؟ نه باهاتم شــمارتو دارم آره ســیو تو گوشــــــــــــــــــیم چه قدر بــهــت مــیاد وقــتی سفــید می پوشــی آره @@@ @@@ @@@
نمی دانم ولی شاید تو را آن روز در آن غربت و یا شاید در آن آبادی متروک می دیدم که در چشمت هزاران حرف بود و در نگاهت عالمی از حسرت و اندوه نمی دانم ولی حسی مرا وا داشت تا نزد تو بنشینم تا حرف دلت را با نگاه پر ز مهرت بر گیرم من آن دم دیدمت افسوس... شاید آخرین دیدارمان باشد چگونه باورم باشد تو را از من جدا کردند... "چرا من و تو از هم جداییم ؟ به کدامین دلیل ما به هم نمی رسیم چرا خدا تو را سر راه من گذاشت ...چرا؟..."
کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست من پرستوی خزان دیده و خاموش توام
تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است... دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد ! درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند . دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم. دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم . در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند . رنجي انچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت بسته است٬ آنچنان قدمهاي مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . . دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم . همه عمر ٬ داغ تو بر پيشاني و دلم نشسته است و مرا می سوزاند . تو نمايش زندگي مرا چنان در هم پيچيدي که هرگز از آن بيرون نيايم. . . آنقدر دلتنگ دوريش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خويشم .. آنقدر دل آزرده عشق تو هستم که همه هستيم را خوره بي کسي و تنهايي مي جود . . . به او نگاه مي کنم ٬ به او که چون بهشت بر من مي پيچد و پروازم مي دهد . به او که لبهايش از اندوه من مي لرزند . به او که دستهاي نيرومندش ٬عشقي که سالها پيش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من مي نوشاند . . . . . به او که چشمهايش در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد. به او که باورش کردم و دل به او باختم به او که دلم مي خواهد در آغوشش چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روي دنيا بازشان نکنم . به او که تکه اي از قلب مرا با خود خواهد برد به او که مرزهاي سرنوشت ٬ سالها پيش دوريش را از من رقم زده است. سراسر زندگيم را اندوهي پر کرده است که روزها و ماهها از اين سال به سال ديگر آنها را با خود مي کشم و ميدانم که زمان ٬ شايد زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولي هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند . لبهايش لرزش لبهايم را نوشيد و دستانش ترس تنم را چيد و نفسهايش برگهاي رنگين خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد .
be chand zaboon begam 2set daram English : I Love You 02) Persian : Tora doost daram 03) Italian : Ti amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t’aime 07) Greek : S’ayapo 0
این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ... من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ... تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ، اولین مهمان تنهایی هایم بودی... روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود... زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم... مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هیچ نگفتم چون زندگی به من اموخته بود صبورانه باید جنگید ... به من اموخته بود که در سرزمینی که تنها اشک ها یخ نبسته اند باید زندگی کرد... و ای کاش زود تر قایقم را سبکتر کرده بودم... با این همه... بهترینم دوستت دارم ... هرگز فراموشت نمی کنم... هیچ کس این چنین سحر امیز نمی توانست مرا ببرد آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند با هیچ زندگی می کنند به هیچ اعتقاد دارند و با هیچ می میرند!
saite kelasemoon: www.riaziphysics.com saite madresamoon: www.sirs.ir saite music: www.loxmusic.com bax در ادامه مطلب
بزار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی، هنوز هوامو داریو، هنوز صدامو میشنوی بزار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم، اگه تمومه قصه مون، هنوز ترانه سازتم بزار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی، روزا به فکر دیدنم، شبا پر از خواب منی بزار خیال کنم هنوز توو دل تنگی هات غروب که میشه یاد من میفتی، تویی که قصه طلوع عشقو گفتی اما دوست دارم رو نگفتی بزار خیال کنم منم اونکه دلت تنگ براش، اونکه وقتی تنهایی پر میشی از خاطره هاش اونکه هنوز دوسش داری ، اونکه هنوز هم نفسه بزار خیال کنم منم اونیکه بودنش بسه ، دوباره فال حافظو دوباره تویه فالمی بزار خیال کنم بزار اگر چه بی خیالمی ،اگر چه بی خیالمی
خدایا آن کس که در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت به حق تنهاییت در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار
اگه یه روز بهت گفتن 1000 نفر دوستت داره بدون اولیش منم - اگه یه روز بهت گفتن 100 نفر دوستت داره بدون اولیش منم - اگه یه روز بهت گفتن 10 نفر دوستت داره بدون اولیش منم - اگه یه روز بهت گفتن 1 نفر دوستت داره بدون اون یه نفر منم – اگه یه روز بهت گفتن کسی دوستت نداره بدون من مردم ...
اگر کلمه ی دوستت دارم نمایا نگرعشق خدایی من نسبت به توست – اگر کلمه ی دوستت دارم پایان همه جدایی هاست – اگر کلمه ی دوستت دارم کلید زندان من و توست – پس با تمام وجودم فریاد می زنم دوستت دارم ...
چقدر سخته تو چشایِ کسی که تمام عشقتو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زُل بزنی و به جایِ اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی هنوزم دوسش داری.چقدر سخته دلت بخواد سرت و باز به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر آواره غرورش همه وجودت له شده، چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش چیزی جزء سلام نتونی بگی ، چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات و خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری،چقدر سخته .
|
About
به نام تک نوازنده گیتار عشق Archivesهفته چهارم مرداد 1388هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 Links
**پری دریایی** |